زندگی شبیه شعریست
قافیه هایش با من ، ” تو ” فقط همیشه ردیف باش !
باوفا! مهر تو اندر جان ماست
زندگی بی دوستی زندان ماست
کم بزن آتش دل بی تاب را
یاد خوبت روز و شب مهمان ماست . . .
.
.
.
عاقبت از غم عشق تو دیوانه شدم / باده بر دست شدم راهی میخانه شدم
آن قدر حسرت میخانه کشیدم که ز شوق / به تمنای شرابت همچو پیمانه شدم . . .
.
.
.
گفتی مسافری و من آنقدر عاشقم که
سال هاست نماز دلم را شکسته میخوانم . . .
.
.
.
عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است/بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است/دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است . . .
.
.
.
من شکستم تا تو را عاشق کنم
بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت
زشت یا زیبا فقط خوابست و بس . . .
.
.
.
تو را ای گل کماکان دوست دارم / به قدر ابر و باران دوست دارم
کجا باشی کجا باشم مهم نیست / تو را تا زنده هستم دوست دارم . . .
.
.
.
اگر سرت رو روی سینه ام بگذاری
هیچ صدایی نخواهی شنید …
قلبِ من طاقت این همه خوشبختی رو نداره !
.
.
.
تبسم را فراموش نکن
لبخند بی هزینه ات گران ترین هدیه است . . .
.
.
.
آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را “نامردی” میخوانند . . .
.
.
.
مه شب مرغ دلم بر سر دیوار تو بود / میپرد از قفس و عاشق دیدار تو بود
خبرت هست که از خوبی خود بی خبری / به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری . . .
.
.
.
عجب رسمی ست رسم آدمیزاد / که دور افتاده را کم میکنند یاد
که دور افتاده حکم مرده دارد / که خاک مرده را کی میبرد باد . . .
.
.
.
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت
دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت. . .
.
.
.
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار نشود یار کجاست . . . ؟
.
.
.
من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده
تیره بصرم یا افق این رنگ شده
گوش من بی حوصله بد میشنود
یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده . . .
.
.
.
بیچاره آسمان …
دلش به خورشیدى خوش است که هر روز دورش میزند . . .
.
.
.
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم . . .
.
.
.
سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم
حال عجیبی ست دیدن همان آسمان
که شاید تو
دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای . . .
.
.
.
بی انصاف این گره با یک نگاه تو باز میشد
تمام دندانهایم درد میکند . . .
.
.
.
دلم با تو بود
تو ولی سرد شدی
آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم
و تو به من تهمت سرد شدن زدی . . .
.
.
.
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد
و رمز جدول چنین بود:
دوستم بدار . . .
.
.
.
هنوز هم…
از بین کارهای دنیا…
دل بستن به دلت بیشتر به دلم می چسبد . . .
لحظه خدافظی به سینه ام فشردمت
اشک چشمام جاری شد دست خدا سپردمت
دل من راضی نبود به این جدایی نازنین
عزیزم من و ببخش اگه یه وقت آزردمت
گفتی به من غصه نخور می رم و برمی گردم
همسفر پرستوها می شم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زحالم بی خبر کی برمی گردی
غمگین تر از همیشه به انتظار نشستم
پنجره امیدمو هنوز به روم نبستم
پرستوهای عاشق به خونشون رسیدن
اما چرا عزیز دل هرگز تورو ندیدم
گفتی به من غصه نخور میرم و برمی گردم
همسفر پرستوها میشم و بر می گردم
گفتی تو هم مثل خودم غمگینی از جدایی
گفتی تا چشم هم بزنی میرم و بر می گردم
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
عزیز رفته سفر کی برمی گردی
چشمونم مونده به در کی برمی گردی
رفتی و رفت از چشام نور دو دیده
ای زعالم بی خبر کی برمی گردی
وقتی که میری از پیشم , پشیمونم !
هر چی بهت میگم , تو طاقت میاری
گله کنم یا بگم از تو ممنونم ؟!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اشک هایت به آتش کشیده اند!!
چند روزی
میهمان دلم بودی
کفشهایی را جفت کردم
نمیدانستم که تو
پابرهنه آمده ای
شاه فنر قلبم را شکست
واسه دشت وسیع مهربونیهات مترسک میشم ، تا هرگز غم دور و برت پیدا نشه !
جمله معـشـوق اسـت و عاشـق پـردهاى / زنده معـشـوق اسـت و عاشـق مردهاى
چون نباشـد عـشـق را پـرواى او / او چو مرغى ماند بى پـر، واى او
و من هنوز عاشقم ، آنقدر که می توانم
هر شب بدون آنکه خوابم بگیرد
از اول تا آخر بی وفایی هایت را بشمارم
و دست آخر
همه را فراموش کنم
نوک فلش رو بگیر رو به قبله !
به این قبله اسیرتم
کلمه دوست بسیار کلمه بزرگ و زیباییه :
د : دل دریایی
و : وفاداری
س : سعادت یکی شدن
ت : تایی که هیچوقت نباید بین من و تو باشه . . .
تو مرجانی ، تو در جانی ، تو مروارید غلطانی
اگر قلبی صدف باشد ، میان آن تو پنهانی . . .
اتل متل یه فانوس / فرستادم برات بوس
گرفتی بگو آره / نشد بگو دوباره !
مثل یک درناری وحشی تا افق پرواز کن / قصه ای دیگر برای فصل زیبا ساز کن
زندگی تکرار حرف کهنه دیروز نیست / بال های بسته ات را رو به فردا باز کن . . .
مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد / نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد
عالم از ناله عشق مبادا خالی / که خوش آهنک و فرح بخش هوایی دارد . . .
عاقبت خاک شود حسن جمال من و تو / خوب و بد میگذرد وای به حال من و تو
قرعه امروز به نام من و فردا دگری / میخورد تیر اجل بر پر و بال من و تو
مال دنیا نشود سد ره مرگ کسی / گیرم که کل جهان باشد از آن من و تو . . .
لای خاطرات تلخم یاد تو همیشه شیرین / تا ابد فکر تو هستم نازنین رفیق دیرین . . .
جا برای گنجشک زیاد است ولی / به درختان خیابان تو عادت دارم . . .
نه گل خواهد ز بوستان ها جدائی ، نه دل دارد خیال بی وفائی
ولیکن چرخش چرخ ستمگر زند بر هم رسوم آشنائی . . .
ای دوست گلی به یادگار بفرست ، گر لایق گل نیستم خار بفرست
از بهر خدا ، نه از بهر دلت ، من پیامی داده ام تو جوابی بفرست !
از درون قلب توست جهان چو دوزخ / دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت . . .
آدم به زمین آمد این حادثه رویا نیست / این فرصت بی تکرار عشق است ، معما نیست
برو که ارزش من بالاتر از تو است ،
تمام غصه های دلم از عذاب لحظه های با تو
بودن است.
تو را میخواهم ، به تو نیاز دارم ،
ای دنیا لحظه ای سکوت کن که من فریادی در
سینه دارم
( دوستت دارم عشق من )
مینویسم شعری در وصف تو ، عاشقانه هایم را مینویسم به عشق تو ،
این هم حرف
آخرم به تو: دوستت دارم بیشتر از دوست داشتنهای تو…
من که حس میکنم تو نیز دلتنگ منی ،
این روزها بدجور درگیر دل منی .
من که
حس میکنم کار تو نیز دلتنگی و اشک ریختن است .
ارزش من پیش تو قدر تمام عالم
است.
درهای قلبم را بر روی همه بسته ام
هنوز در شور و شوق این عشق به حقیقت پیوسته
ام
وقتی که فکر میکنم که با توام
نه معنی تنهایی را میدانم و نه حس میکنم که
خسته ام
حالا که لحظه های زندگی را به یاد تو سر میکنم ،
دلتنگی معنا ندارد، حالا که
به یادت تک تک ستاره ها را میشمارم ،
غصه خوردن دلیلی ندارد ، حالا که عاشقت
هستم ،
تنهایی در قلبم جایی ندارد .
این خاطره هاست که اشک را از چشمانم سرازیر میکند
این یاد تو است که مرا
وادار با خواندن خاطره ها میکند.
قلبم تکرار میکند گذشته های با تو بودن را
،
قلبم تکرار میکند کلام دوستت دارم را…
به عشق بودنت ، عشق را دوست دارم ،
به عشق بودنت با تو بودن را دوست
دارم
به عشق بودنت فریاد زدن را دوست دارم
میخواهم فریاد بزنم که تا دنیا
دنیاست و آسمان بالای سر ماست
به عشق تو زندگی کردن را دوست دارم.
مدتهاست که با این دوری و فاصله ساخته ام ،
تو نیستی که ببینی از غم نبودنت
هنوز خودم را نباخته ام.
بشنو صدای فریاد مرا ، ای خدا برسان به من یار مرا
.
هر روز مست تو ام ، در این حال مستی ، باز هم در غم دوری توام.
حالا من ماندم و دل عاشقم
لحظه ها میگذرد با بهانه های دل عاشقم
بهانه ی
دیدن عشق ، خسته نمیشوم ، هر چه میخواهی بگو از عشق
کاش تا آخر زندگی تنها دردم
، همین درد باشد ، درد عشق!
چشمهایم خیره به چشمت ، دستم درون دستت ،
به خدا همیشه وفادار میمانم به
عشقت.
ببار ای باران مهربانم ، قدم میزنم در زیر قطره هایت با یارم ،
مینویسم شعری
در وصف تو و دلدارم.
بگذار سرنوشت را به این باور برسانیم
که تو نیمه ی گمشده ی منی و من نیمه ی
دیگری از تو.
لبخند روی لبانم به شرط بودن تو ،دیوانه میکند مرا آن چشمهای زیبای تو
دلتنگم برای تو ، زندگی ام فدای تو ، این قلبم هدیه ای ناقابل ، تقدیم به
تو.
نفس کشیدنم مدیون توام ، من گرفتار توام ، به خدا تا آخرین نفس وفادار
توام.
تا چشمانت را دیدم دلم لرزید
تا تو را دیدم دیگر چشمهای جز تو کسی را
ندید
پرنده ی تنها از قفس دلم پرید
قلبم صدای تپشهای قلبت را شنید ، سرنوشت
لبخندی زد و گفت شما عاشقید.
عاشق گلی هستیم که سالها در جستجوی او گشته ام ،
با چشمهای خیس به او
رسیدم
او را از شاخه اش نچیدم تا خشک نشود ، مثل قلب من پر پر و شکسته
نشود.
در همانجا برایش مردم و گفتم همانجا خاکم کنید ،
تا وقتیکه مردم با
نام او رهسپارم کنید !
اینگونه مرا نگاه نکن ، فکر کرده ای که از نگاهت خسته میشوم ،
نه عزیزم بیشتر
از اینکه هستم عاشقت میشوم
پس آنقدر نگاهم کن ، تا دیوانه شوم ،
باز هم نگاهم
کن تا از حال بروم و فدای عشقت شوم.
چرا به بیراهه میروم ، دلم گرفته ،
به دنبال آشیانه میروم ، آشیانه من کجاست
،
دل من خسته و تنهاست ، کسی میشوند فریاد مرا ،
نه عزیزم اینجا سرزمین
غمهاست.
نا امید نشو ، که امیدت از همین دور دستها نیز پیداست ،
عمر عشق زودگذر نیست
، تا آخر دنیاست.
در مرام عشق رفتن نیست ، در مرامش دلشکستن نیست
تو شکوفه ای در کویر دلم هستی
تنها یار و همدم و زندگی ام هستی،
چه بخواهی
، چه نخواهی تا ابد در قلب من هستی.
تو برایم بهترین هستی ، دنیا را نمیخواهم ،
تو زندگی من هستی
حالا تو هستی و آسمانی پر ستاره
قلبم مثل گذشته تنها نیست ، نفس گرفته است
دوباره
حالا تو هستی و دل پر از احساس من
تو در آن طوفان پر از درد شدی یک
قایق نجات برای من
مرا تنها نگذار ، تازه گل همیشه بهاری مثل تو را پیدا کرده ام ،
آنقدر در
جاده های بی کسی گشته ام که همسفر مهربانی مثل تو را یافته ام
نمیدانم در این زمانه باید به چه کسی دل بست ، این سوی زندگی من هستم ،
آن
سوی دیگر قلبهای مست.
دوباره قطره ای دیگر از اشک بر گونه ام نشست ،
و باز هم
شکست قلبی که به امید بودنت به انتظار فردا نشست .
اگر یاد تو نبود ، حال من از تنهایی گرفته بود ، اگر تو نبودی ،
دلم به چه
کسی خوش بود.
دلم به تو خوش است ، که تو هستی و دلم در پی تو است .
پنجره را باز میکنم
طلوع را میبینم و غروب غمها را فراموش میکنم
از اینکه
در قلبم هستی و عشق منی افتخار میکنم
دلم برایت تنگ شده عزیزم ، این را اعتراف
میکنم
میترسم بمیرم و نتوانم تو را در آغوش بگیرم
نگذار که با حسرت یک لحظه گرفتن
دستهایت بمیرم.
میترسم بمیرم و نتوانم به تو ثابت کنم که عاشقت هستم ،
میترسم
روزی بیایی و بگویی که من لایقت نیستم.
این هوا ، هوای دلگیریست ، فصل قلبم پاییزیست.
آسمان قلبم ابریست ، دلم گرفته
، این چه دردیست.
غم به استقبال آمدنم نشسته ، قایق امیدم به گل نشسته ،
تمام درهای قلبت به
رویم بسته ،
مرا تنها نگذار ، به خدا دلم گرفته
بشنو دردهای مرا بغض گلویم را
گرفته …
به یادت هست فریاد دوستت دارم را
به یادت هست از اول کوچه دویدن، به شوق در
آغوش کشیدن من را
میگفتی میخواهم دنیا نباشد اما مرا داشته باشی
یک لحظه نیز
نیامده که بدون من نفس کشیده باشی
حالا من هستم و نگاهی خسته ، به چه کسی بگویم
دردهای این دل شکسته
بگذار اشک بریزم نگو طاقت دیدن اشکهایم را نداری ،
به خدا تو حال مرا نداری،
تو جای من نیستی و قلب شکسته در سینه نداری
این خزان با تو بهاری شده ، دلم برایت تنگ شده ،
در کنار تو بودن تنها آرزویم
شده ، نامت ورد زبانم شده ،
عشق تو بهانه ای برای بودنم شده ، رفتنت کابوس هر
شبم شده .
یادش بخیر زمانی که عشق بود و عاشقی
مجنون جان میداد برای لیلی.
یادش بخیر
زمانی که وفا بود و صداقت
دلتنگی و انتظار نیز که جای خودش بود ، بماند…
من و تو در کنار هم ، تو در آغوش منی و من غرق در احساساتم
سکوت سهم این
لحظه عاشقانه ،
در قلبم فریاد میزنم عشق من دوستت دارم صادقانه
امشب از آن شب هایی است که ، دلم هوای آغوشت را کرده
افسوس
که جز پاهای بغل کرده ام مهمان دیگری ندارم . . .
.
.
.
صداقت تنها امتحانی است که در آن نمی توان تقلب کرد
پس صادقانه به یادتم . . .
.
.
.
ثانیه ها ، روزها ، ماهها ، حقیرتر از آنند که بهانه ای برای از یاد بردنت باشند . . .
.
.
.
بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت / پر زد و آواره شد و بر نگشت
لذت بیداری شبها تویی / تازه ترین اصل تمنا تویی
چشم تو آغاز پریشانیم / دوری تو علت ویرانیم . . .
.
.
.
گر همسفر عشق شدی مرد سفر باش / ورنه ره خود گیر و یکی راه گذر باش
هشدار که یخ تاب تب عشق ندارد / گر بسته ی قالب شده ای فکر دگر باش . . .
.
.
.
آن دوست که دیدنش بیاراید چشم / بی دیدنش از دیده نیاساید چشم
ما را ز برای دیدنش باید چشم / ور دوست نبینی به چه کار آید چشم . . .
.
.
.
در خیال من بمان ، اما خودت برو ، آنکه در رویای من است مرا دوست دارد ، نه تو !
.
.
.
به هیچ روزی پس ات نمی دهم ، به هیچ ساعتی ، به هیچ دقیقه ای ، به هیچ
هیچی ! سخت چسبیده ام تمامت را . . .
.
.
.
عجیب است دریا ، همین که غرقش میشوی پس میزند تو را ، مثل تو !
.
.
.
در سایه ی دلشکستگی پیر شدم / غم خوردم و با غمت نمک گیر شدم
تا آمدم آشنای قلبت باشم / گفتی که من از غریبه ها سیر شدم . . .
.
.
.
تنها بنایی که هرچه بیشتر بلرزه ، محکمتر میشه ، دله !
.
.
.
ما نه آنیم که در بازی تکراری این چرخ و فلک / هرکه از دیده ی مان رفت ز خاطر ببریم . . .
.
.
.
حـالا اشکها هـم شـبـیـه تـو شـده انـد
گـریـه کـه می کـنـم نـمی آیـنـد . . .
.
.
.
نکنه پنجره ت رو یکی ببنده ! نازنین
نکنه چشمکت رو بدزدن از شب زمین
بی تو من جایی ندارم تو تموم آسمون
بی تو من سایه ی یک ستاره ام ! فقط همین
.
.
.
زیبا ترین بهانه تویی زنده ام اگر
می میرم و به دوریت عادت نمی کنم
معشوق مایی و منظور دیگران دگر
حاشا نکن ز من که حسادت نمی کنم . . .
.
.
.
هیچ رقیبی ندارم
جزء آیینه
که هر روز تو را نگاه میکند
او را هم شکست خواهم داد
نعمت روی زمین قسمت پر رویان است
خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد . . .
.
.
.
تو نبودی دل به دل راهی نداشت / از خیال عشق آگاهی نداشت
تو نباشی تا قیامت بی کسم / در تمام زندگی دلواپسم . . .
.
.
.
روزگار چون گرگ پیری پر بلاست / طعمه اش یاران خوب و با وفاست
دوری از یاران مکن ای با وفا / گرگ دوران در کف این لحظه هاست . . .
.
.
.
مهربانیت از دور چه نزدیک است و عجیب حس میکنم که
جغرافیا دروغی تاریخی است . . .
.
.
.
هرچند نمیدانم خواب هایت را با که شریک میشوی
اما هنوز شریک تمام بیخوابی های من تویی . . .
.
.
.
هرگز گنجشکی را که توی دستت داری به امید گرفتن کبوتری که در هواست رها نکن .
.
.
.
از هرچه می رود ، سخن دوست خوشتر است / پیغام آشنا ، نفس روح پرور است
هرگز از وجود حاضر غایب شنیده ای / من در میان جمع و دلم جای دیگراست . . .
.
.
.
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد / مرا روزی نباد آن دم که بی یاد تو بنشینم . . .
.
.
.
غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم / تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم
رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد / من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم .
.
.
.
در ستایش مهربانیت همچون نماز مسافر ، شکسته ام !
.
.
.
کمی از غصه هایم یاد بگیر که وقتی بودی با فکر رفتنت
و وقتی رفتی با فکر برنگشتنت همراه من ماند !
.
.
.
تو مرا می پایی که مبادا دل خود را به تو تحمیل کنم
و من اما گاهی همچنان خیره به تو می نگرم تا شاید
حرف احساس دلم را از نگاهم خوانی و به من فرصت پرواز دهی . . .
.
.
.
به یاد هم بودن قشنگترین هدیه ای است که نیازی به با هم بودن نداره . . .
.
.
.
بهر هر یاری، که جان دادم به پاس دوستی
دشمنی ها کرد با من، در لباس دوستی . . .
.
.
.
بی تو چمدانی ست دلم که تنهاییم را در آن تا می زنم
و قفلی از دلتنگی بر آن می گذارم ، که رمزش حروف اسم توست . . .
.
.
.
چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟
.
.
.
زلال که باشی سنگهای کف رودخانهات را میبینند،
برمیدارند و نشانه میروند دُرست به سوی خودت!
.
.
.
خدایا …. یا فریاد در گلو یم را بگیر، یا بغض گلوگیرم را …
هرکدام راه دیگری را بسته . . .
.
.
.
گاهی چه اصرار بیهوده ایست ، اثبات دوست داشتنمان
چرا که دوست ترمان دارند وقتی دوستشان نداریم . . .
.
.
.
من تو را بیشتر از غرورم دوست داشتم و تو… غرورت را بیشتر از من
حالا اما…
بگذریم نه چیزی از غرور تو مانده نه از دوست داشتن من . . .
.
.
.
تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت / خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت
شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن / نسیم بیقراری را که از دست تو خواهد رفت .
.
.
.
هستی به دلم ، به دل که نه ، در “جانی”
در جان منی و در “دلم” می مانی . . .
.
.
.
شعر که میخوانم ، چشمانت را نبند
تو که میدانی ، حافظه ی خوبی ندارم . . . !
.
.
.
حقیقت تلخ است ، اما نه به تلخی تنهایی
تنهایی سخت است ، اما نه به سختی جدایی . . .
.
.
.
معنای شکست می شوی بعد از من / سروی که نشست می شوی بعد از من
من زنده به گور می شوم بعد از تو / تو مرده پرست می شوی بعد از من . . .
.
.
.
مى دونى Takzang یعنى چه؟
T: تا
A: آخر
K: خط
Z: زندگیم
A: عاشق
N: نگاه
G: قشنگتم
پس بدون به خاطر کم شارژی نیست که تک میزنم !
.
.
.
در فراقت آهنگ قلبم در غم است / بی صدا می خندم اما روزگارم درهم است . . .
.
.
.
گلی بودم جفایت پرپرم کرد
و هُرم آتشت خاکسترم کرد
من آن آهوی دشت ناز بودم
که عشق تو بلانسبت خرم کرد!
.
.
.
فردا بیا دادگاه تکلیفمون معلوم بشه
تیر مرامت خورده به قلبم !
رضایت هم بی رضایت!
.
.
.
خودِ مجنونم و از عشق لیلی
ز چشمم سیل می آید چه سیلی
همین امروز از روی دل من
گذشته هیجده چرخ تریلی!
.
.
.
هرچه می دوم ، با گمان رد گام های تو گم نمیشوم
راستی در میان این همه اگر ، تو چقدر بایدی !
.
.
.
سایه ام امشب ز تنهایی مرا همراه نیست
گر در این خلوت بمیرم، هیچ کس آگاه نیست
من در این دنیا به جز سایه ندارم همدمی
این رفیق نیمه راهم گاه هست گاه نیست . . .
.
.
.
به حساب خیالبافی ام مگذار ، اما ستاره ای دارم در تاریکترین شبها
فقط خواستم بدانی که میتوان دلخوش کرد به چراغهای کوچک یک هواپیما !
.
.
.
بی خوابی شب هایم را به چه تعبیر کنم که شب آرامش نگاه تو را برایم
زمزمه می کند. آرام بخواب که من بی قرارم، بیدارم تا تو آرام بخوابی . . .
.
.
.
تو یادت نیست ولی من خوب به خاطر دارم که برای داشتنت
دلی را به دریا زدم که از آب واهمه داشت . . .
.
.
.
پس از تو، خط قرمز می گذارم
پس از هر بی تو، هرگز می گذارم
مبادا واژه ها دستت بگیرند!
(تو) را در یک پرانتز می گذارم!
.
.
.
به آغوش تو محتاجم
برای حس آرامش
برای زندگی با تو ، پر از شوقم ، پر از خواهـش . . .
.
.
.
یه چیزی همیشه یادت باشه
لطف مکرر میشه حـق مسلم
بیش از حد لطف نکن . . .
.
.
.
همانگونه که قبلا عرض کردم
خودم را عاشق تو فرض کردم
زدم عینک، برای دیدن تو
دو تا چشم دگر هم قرض کردم!
.
.
.
همواره دلم به زندگی کافر بود
انگار که مرگ چاره آخر بود
این درد یتیمی که کشیده است دلم
زیر سرِ عشق بی پدر مادر بود !
.
.
.
میان جاده های بی ته و سر
دلم پر می زند مثل کبوتر
الهی بشکند دست سیاهی
که چرخ عشق ما را کرد پنچر!
.
.
.
گرچه پُر نقص و کاستی بود دلم
همواره هر آنچه خواستی بود دلم
افسوس دلت با دل من چپ افتاد
زیرا که جناح راستی بود دلم !
نمی دانم چرا ، کجا ، تا کی ، برای چه ، ولی رفتی بی آنکه به فکر غربت چشمان من باشی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتی دوستت دارم و من به خیابان رفتم … فضای اتاق برای پرواز کافی نبود
برای دیدن ادامه ی پیامک ها به ادامه ی مطلب بروید…
چقدر سخته
دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که
یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش تو چایی بودی و من قند ، من خودمو فدات می کردم تا تو تلخی زندگی رو احساس نکنی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
می توان پر کرد فاصله هایی بلـند را با یک پیام ساده و کوتاه…
کافیست بنویسی : دوستت دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دوستت دارم ، این تعارف نیست زندگی من است!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کو طبیبی تا شکافد قلب خونین مرا / تا ببیند من نمردم عشق تو کشته مرا
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر مجبور باشم انتخاب کنم بین دوست داشتنت یا نفس کشیدن ، از آخرین نفسم استفاده می کنم تا بهت بگویم دوستت دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بیشتر از دیروز ، کمتر از فردا ، بیشتر از خودم ، کمتر از خدا ، بیشتر از خورشید و عمیقتر از دریا به یادتم و دوستت دارم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
توی این دنیای دیوونه یه دیوونه دیوونه وار دیوونته دیوونه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
بگو یارم کجاست تا خاک پایش را سرمه ی چشمانم کنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هرکه یادش یاد ماست ، سرور و سالارماست / یاد او درمان ما وجای او در قلب ماست
از جرم عشق گر پیش کسی راهم نیست
یارب تو آگاهی که محبت گناه نیست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در دردها دوست را خبر نکردن ، خود یک نوع عشق ورزیدن است . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
وقتی درختی میسوزد ، دودش را همه میبینند
ولی اگر دلی بسوزد ، هیچکس سوختن آنرا حس نمیکند . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
.خوشا دردی که درمانش تو باشی / خوشا راهی که پایانش تو باشی
خوشا چشمی که رخسار تو بیند / خوشا ملکی که سلطانش تو باشی . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق صدای سازگار است و بلای ماندگار . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تقدیم به کسی که رفت و مرا در آغوش تنهایی ، تنها گذاشت . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
محبت بر خلایق انتهای سادگیست / مردی و مردانگی آخرش آوارگیست . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش پرده میدانست تا زمانی که پنجره باز است ، فرصت پرواز دارد . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
آرام بخوان ، چون اهسته نوشتم / با دل بخوان ، چون با دل نوشتم
دوستت دارم . . .
*************************************
تو صمیمی تر از آنی که دلم میپنداشت / دل تو با همه آینه ها نسبت داشت
تو همان ساده سرسبز نجیبی که / خدا در میان دل پاکت ، صدف آینه کاشت . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
با عشق دوست ماند و با یار بیقراری / از دوست درد ماند و از یار یادگاری . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خواهم که سری باشم ، تو تاج سرم باشی / تا خاک رهی باشم ، تو رهگذرم باشی . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نام تو را تا میبرم قلبم غریبی میکند / چشم انتظاری در دلم ، درد عجیبی میکند . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من اگر کسی رو داشتم دیگه در به در نبودم / با غم غربت و اندوه دیگه همسفر نبودم . . .