یه احساسی به تو دارم یه حس تازه و مبهم
یه جوری توی دنیامی که تنها با تو خوشحالم
یه احساسی به تو دارم شبیه شوق و بیخوابی
تو چشمات طرح خورشیده تو این شبهای مردابی
تا دستای تو راهی نیست دارم از گریه کم میشم
تو مرز بین من با تو دارم شکل خودم میشم
مث گلهای بی گلدون هنوزم مات بارونی
تو از دلتنگی دریا توی توفان چی می دونی؟
نمی دونم کجا بودم که رویاهامو گم کردم
که می سوزم که می میرم اگر که از تو برگردم
خودم بودم که می خواستم همه دنیای من باشی
ببین غرق توام اما هنوز می ترسی تنها شی
یه احساسی به تو دارم یه جوری از تو سرشارم
یه کم این حسّو باور کن که بی وقفه دوست دارم
یه احساسی به تو دارم شبیه عشق و دل بستن
تو هم مثل منی اما یه کم عاشق تری از من
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 در ساعت 09:33 ب.ظ نوشته شده است. |
نظرات()

تلخ است…
نه نمی فهمم
شاید هم شیرین باشد.
دنیا…خانه ی اجاره ای منست.
یادم باشد دل را خیلی خرجش نکنم!
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز سه شنبه 5 اردیبهشت 1391 در ساعت 04:58 ب.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
تو را می ستایم و می خوانم در راز و نیاز شبانه ام
ای عشق بیا بر این شب سرد بی روح من رنگی از آفتاب بزن
بارها دلم درسکوت شکست اما کسی صدایش رانشنید
بارها آسمان چشم هایم مانند ابرها بهاری هوای گریه داشت
اما ثانیه ای برای گریستن نبود
بارها به زمین خوردم تکیه گاهم جز دیوار شکسته ی دلم نبود
ای عشق مگر تو به فریادم برسی و زوق شکسته ام را به ساحل دل مهربانت برسانی
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز دوشنبه 7 فروردین 1391 در ساعت 09:43 ق.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
بیا یک شب که برفی سخت می بارد
سپیدی تا افق ها می رود همراه تاریکی
خدا از لطف می پوشد تن لخت درختان را
میان جامه ای دیبا، سپید و دلکش و زیبا
ودنیا بر تن خود می کِشد رختِ عروسان را
من و تو در کنار هم جدا از شهر و از غوغای انسانها بری از رنج و حرمانها
زبان دیده بگشاییم و در دنیای خاموشی
برای سالِ دیگر توشه گیریم از نگاهِ هم....
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز چهارشنبه 10 اسفند 1390 در ساعت 08:13 ب.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
در جلسه امتحانِ عشق
من ماندهام و یک برگۀ سفید!
یک دنیا حرف ناگفتنی و یک بغل تنهایی و دلتنگی..
درد دل من در این کاغذ کوچک جا نمیشود!
در این سکوت بغضآلود
قطره کوچکی هوس سرسره بازی میکند!
و برگۀ سفیدم عاشقانه قطره را در آغوش میکشد!
عشق تو نوشتنی نیست..
در برگهام، کنار آن قطره، یک قلب میکشم!
وقت تمام است.
برگهها بالا....
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز شنبه 6 اسفند 1390 در ساعت 01:26 ب.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
تنها
غمگین
نشسته با ماه
در خلوت ساکت شبانگاه
اشکی به رخم دوید ناگاه
روی تو شکفت در سرشکم
دیدم که هنوز عاشقم آه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یک لحظه نشد خیالم آزاد از تو
یک روز نگشت خاطرم شاد از تو
دانی که ز عشق تو چه شد حاصل من
یک جان و هزار گونه فریاد از تو
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
در پی آن نگاه های بلند ،
حسرتی ماند و
آه های بلند!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
از بس که غصه تو قصه در گوشم کرد
غمهای زمانه را فراموشم کرد
یک سیـــنه سخن به درگهت آوردم
چشمان سخنگوی تو خاموشم کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق
تو به تار و پود جانم بسته است
بی روی تو درهای جهانم بسته است
از دست تو خواهم که برآرم فریاد
در پیش نگاه تو زبانم بسته است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گفتم دل را به پند درمان کنمش
جان را به کمند سر به فرمان کنمش
این شعله چگونه از دلم سر نکشد
وین شوق چگونه از تو پنهان کنمش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
ای چشم ز گریه سرخ خواب از تو گریخت
ای جان به لب آمده از تو گریخت
با غم سر کن که شادی از کوی تو رفت
با شب بنشین که آفتاب از تو گریخت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کجایی ای رفیق نیمه راهم
که من در چاه شبهای سیاهم
نمی بخشد کسی جز غم پناهم
نه تنها از تو نالم کز خدا هم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هزار بوسه به سوی خدا فرستادم
از آنکه دیدن تو قسمت خدایی بود
شب از کرانه دنیای من جدا شده بود
که هر چه بود تو بودی و روشنایی بود
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
امروز را به باد سپردم
امشب کنار پنجره بیدار مانده ام
دانم که بامداد
امروز دیگری را با خود می آورد
تا من دوباره آن را
بسپارمش به باد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین
سینه را ساختی از عشقش سرشارترین
آنکه می گفت منم بهر تو غمخوارترین
چه دلآزارترین شد چه دلآزارترین
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم به ناله در آمد که
ای صبور ملول
درون سینه اینان نه دل
که گِل بوده ست
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هیچ و باد است جهان
گفتی و باور کردی
کاش یک روز به اندازه هیچ
غم بیهوده نمی خوردی
کاش یک لحظه به سرمستی باد
شاد و آزاد به سر می بردی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
عشق
پیروزت کند بر خویشتن
عشق
آتش می زند در ما و من
عشق
را دریاب و خود را واگذار
تا بیابی جانِ نو، خورشیدوار
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
روزهایی که بی تو می گذرد
گرچه با یاد توست ثانیه هاش
آرزو باز میکشد فریاد
در کنار تو می گذشت ایکاش
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
تو را دارم ای گل جهان با من است
تو تا با منی جان جان با من است
چو می تابد از دور پیشانی ات
کران تا کران آسمان با من است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نرسد دست تمنا چون به دامان شما
می توان چشم دلی دوخت به ایوان شما
از دلم تا لب ایوان شما راهی نیست
نیمه جانی است درین فاصله قربان شما
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز پنجشنبه 4 اسفند 1390 در ساعت 05:06 ب.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
باوفا! مهر تو اندر جان ماست
زندگی بی دوستی زندان ماست
کم بزن آتش دل بی تاب را
یاد خوبت روز و شب مهمان ماست . . .
.
.
.
عاقبت از غم عشق تو دیوانه شدم / باده بر دست شدم راهی میخانه شدم
آن قدر حسرت میخانه کشیدم که ز شوق / به تمنای شرابت همچو پیمانه شدم . . .
.
.
.
گفتی مسافری و من آنقدر عاشقم که
سال هاست نماز دلم را شکسته میخوانم . . .
.
.
.
عشق بعضی وقت ها از درد دوری بهتر است/بی قرارم کرده و گفته صبوری بهتر است
توی قرآن خوانده ام ، یعقوب یادم داده است/دلبرت وقتی کنارت نیست ، کوری بهتر است . . .
.
.
.
من شکستم تا تو را عاشق کنم
بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت
زشت یا زیبا فقط خوابست و بس . . .
.
.
.
تو را ای گل کماکان دوست دارم / به قدر ابر و باران دوست دارم
کجا باشی کجا باشم مهم نیست / تو را تا زنده هستم دوست دارم . . .
.
.
.
اگر سرت رو روی سینه ام بگذاری
هیچ صدایی نخواهی شنید …
قلبِ من طاقت این همه خوشبختی رو نداره !
.
.
.
تبسم را فراموش نکن
لبخند بی هزینه ات گران ترین هدیه است . . .
.
.
.
آنان که بودنت را قدر نمی دانند
رفتنت را “نامردی” میخوانند . . .
.
.
.
مه شب مرغ دلم بر سر دیوار تو بود / میپرد از قفس و عاشق دیدار تو بود
خبرت هست که از خوبی خود بی خبری / به خدا خوبتر از خوبتر از خوبتری . . .
.
.
.
عجب رسمی ست رسم آدمیزاد / که دور افتاده را کم میکنند یاد
که دور افتاده حکم مرده دارد / که خاک مرده را کی میبرد باد . . .
.
.
.
اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت
دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت. . .
.
.
.
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار نشود یار کجاست . . . ؟
.
.
.
من تنگ دلم یا که جهان تنگ شده
تیره بصرم یا افق این رنگ شده
گوش من بی حوصله بد میشنود
یا ساز طبیعت خشن آهنگ شده . . .
.
.
.
بیچاره آسمان …
دلش به خورشیدى خوش است که هر روز دورش میزند . . .
.
.
.
زیبایی عشق به سکوت است نه فریاد ، پس با تمام سکوتم دوستت دارم . . .
.
.
.
سر به هوا نیستم اما همیشه چشم به آسمان دارم
حال عجیبی ست دیدن همان آسمان
که شاید تو
دقایقی پیش به آن نگاه کرده ای . . .
.
.
.
بی انصاف این گره با یک نگاه تو باز میشد
تمام دندانهایم درد میکند . . .
.
.
.
دلم با تو بود
تو ولی سرد شدی
آنقدر سرد که به ناچار گرمایم را به تو بخشیدم
و تو به من تهمت سرد شدن زدی . . .
.
.
.
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد
و رمز جدول چنین بود:
دوستم بدار . . .
.
.
.
هنوز هم…
از بین کارهای دنیا…
دل بستن به دلت بیشتر به دلم می چسبد . . .
موضوع :
عشقولانه ،
اس ام اس ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز دوشنبه 1 اسفند 1390 در ساعت 06:33 ق.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
من شکستم تا تو را عاشق کنم / بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت / زشت یا زیبا فقط خواب است و بس .
اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم...
کاش دوست داشتن فرستادنی بود تا از راه دور تقدیم تو میکردم
عشقی که تنها با یک نگاه آغاز میشود ، با شناخت سست و سست تر میشود
ولی عشقی که با شناخت آغاز میشود با هر نگاهی عمیق و عمیق تر میشود . . .
گر جفای روزگار تکه کند قلب مرا، روی هر تکه نویسم اسم زیبای تو را.
راز دل با یار محرم هم نباید باز گفت / روزی آن محرم اگر بیگانه شد تکلیف چیست ؟
یک نفر امد قرارم را گرفت / برگ و بار و شاخسارم را گرفت
چهار فصل من بهار بود ، حیف / باد پائیزی بهارم را گرفت
اعتباری داشتم در پیش عشق / با نگاهی ، اعتبارم را گرفت
عشق یا چیزی شبیه عشق بود / آمد و دار و ندارم را گرفت
من شکستم تا تو را عاشق کنم / بعد من باران فقط آب است و بس
هر که بعد از من سراغت را گرفت / زشت یا زیبا فقط خواب است و بس . . .
ادامه مطلب... برای خواندن بقیه مطلب ، اینجا کلیک کنید
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز دوشنبه 24 بهمن 1390 در ساعت 12:41 ب.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
اسمتو رو سیگار نوشتم
برای اولین بار کشیدم
تا بسوزی و فراموشت کنم
اما نمی دونستم با هر پوک
ذره ذره میری تو نفسم و
میشی همه چیزم
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز پنجشنبه 20 بهمن 1390 در ساعت 09:40 ب.ظ نوشته شده است. |
نظرات()
سردفتر عالم معانی عشق است
سر بیت قصیده جوانی عشق است
ای آنکه خبر نداری از عالم عشق
این نکته بدان که زندگانی عشق است...
موضوع :
عشقولانه ،
مشاهده برچسب ها ( کلیک کنید )
این مطلب توسط:
home روز دوشنبه 3 بهمن 1390 در ساعت 10:19 ق.ظ نوشته شده است. |
نظرات()