عشق یعنی حسرت شبهای گرم
عشق یعنی یاد یک رویای نرم
عشق یعنی یک بیابان خاطره
عشق یعنی چهار دیوار بدون پنجره
عشق یعنی گفتنی با گوش کر
عشق یعنی دیدنی با چشم کور
عشق یعنی تا ابد بی سرنوشت
عشق یعنی آخر خط بهشت
عشق یعنی گم شدن در لحظه ها
عشق یعنی آبی بی انتها
نرم افزار مشهور گوگل ارث تنها برای آدرس یابی یا گذراندن وقت در پای نمایشگر رایانهها نیست. این نرم افزار با کشف دو هزار منطقه باستان شناسی در عربستان سعودی ثابت کرد که کاراییهای ارزشمندی دارد که باید به آنها توجه بیشتری شود.
به گزارش خبرگزاری مهر، این اولین باری نیست که نرم افزار گوگل ارث موفق به دستیابی به چنین موفقیتی میشود. این نرم افزار در ماه سپتامبر نیز موفق به کشف حفرهای برخوردی در صحرای مصر شد، حفرهای به نام «کَمیل» که در اثر برخورد شهابسنگی به وجود آمده و محققان معتقدند میتوان از آن به منظور آماده سازی زمین برای برخوردهایی که در آینده احتمال رخ دادن آنها وجود دارد، استفاده کرد.
یک مرد مبتکر آمریکایی به نام آقای دیوید لبو ویتز که در فرانسه زندگی می کند، یک ماشین فروش خودکار تمام اتوماتیک ساخته است که کار یک نانوایی را انجام میدهد.
این ماشین فروش خودکار به کمک یک صفحه نمایشگر تمام لمسی دریافت سفارش نان و همچنین مراحل دریافت پول و تحویل نان به مشتری را بر عهده دارد. پس از انتخاب نان، وجه نقد به صورت سکه به ماشین پرداخت می شود. یک دقیقه زمان لازم است تا نان طبخ شود. 30 ثانیه نیز جهت خنک شدن و خارج شدن بخار اضافی از نان در نظر گرفته شده است. این ماشین قبل از سرد شدن کامل، نان گرم و با حرارت ملایم به مشتری تحویل می دهد.
کل زمان خرید نان در مدتی کمتر از 2 دقیقه انجام می شود. این دستگاه حتی به مشتری اجازه می دهد که از مواد اولیه استفاده شده در نان خود نیز مطلع شود.
نمی توان در مورد کیفیت نانی که این ماشین فروش خودکار تحویل می دهد در مقایسه با کار آقای نانوا نظری داد. اما دردسر ایستادن در صف را ندارد و وجود یکی از این ماشین ها برای ساکنین آپارتمان ها جهت خوردن یک صبحانه فوری البته با نان گرم و تازه بسیار مفید واقع میشود.
در ۲۳ ژون ۱۹۱۱، روزنامه «Miami Metropolis» از «توماس ادیسون» میخواهد
جهان ۱۰۰ سال بعد را تشریح کند. و ادیسون درباره اتوموبیلهای پر رونق
آینده، طلوع فولاد و مرگ موتورهای بخار، پیش بینیهای شگفت انگیزی میکند.
شاید شگفتانگیزترینش درباره کتابهای ۲۰۱۱ باشد؛ کتابهایی با ضخامت ۲
اینچ.
در زیر قسمتی از پیشبینیهای ادیسون را خواهید خواند.

در
۲۰۱۱، قطارها در صورتی دوام میآورند که با سرعت باورنکردنیای توسط نیروی
الکتریسیته حرکت کنند، نیرویی که توسط چرخهای آبی تامین میشود (همچنین
نیروی محرک تمام ماشینآلات جهان همین خواهد شد).
اما مسافران آینده
میل به چنین سفرهای زمینی ندارند. آنها از طریق آسمان پرواز خواهند کرد،
سریعتر از هر پرستویی و با سرعت ۲۰۰ مایل در ساعت و در وسایل نقلیهی غول
پیکری که به مسافران این امکان را میدهد که صبحانهشان را در لندن میل
کنند، مسولیت حرفهایشان را در پاریس به انجام برسانند و نهارشان را هم در
Cheapside (یکی از خیابانهای لندن) میل کنند.
خانههای قرن بعد از پی
تا اتاق زیر شیروانی از فولاد، با یک ششم قیمت فعلی، بهره خواهند برد.
نوزاد قرن ۲۱ امی در گهوارهی فولادی تکان خواهد خورد. پدرش بر روی صندلی
فولادی در جوار میز غذاخوری فولادی خواهد نشست. اتاق مادرش به شکل مجللی به
لوازم فولادیای مجهز و تزیین خواهد شد که ماهرانه با ظاهر چوبی جلا داده
شده است.
کتابهای قرن ۲۱، تماما با برگههایی از نیکل چاپ خواهند شد.
برای نگهداشتن بسیار سبک خواهند بود تا خواننده بتواند از یک کتابخانه
کوچک لذت ببرد. یک کتاب با ضخامت دو اینچ، ۴۰ هزار صفحه خواهد داشت، که
برابر است با یکصد جلد؛ ضخامتی با مجموع ۶ اینچ برای تمام محتوای «دانشنامه
بریتانیکا» کافی خواهد بود. و هر جلد وزنی کمتر از یک پوند خواهد داشت.
اگر شما هم گمان میبرید پیشبینی آینده، آن هم ۱۰۰ سال بعد، کار آسانی است، جهان سال ۲۱۱۱ را تشریح کنید.
این کشف برای اخترشناسان از اهمیت بالایی برخوردار است زیرا کوتوله های قهوه ای جرمی میان ستاره ها و سیاره ها هستند و به این دلیل و به دلیل اینکه کوتوله های قهوه ای از جرم کافی برای برقراری گداخت هسته ای پایدار برخوردار نیستند، این اجرام به ستاره های از کار افتاده شهرت یافته اند.
از این رو کشف یک کوتوله فوق منجمد توسط اسپیتزر موجب شگفتی دانشمندان شده است. این جرم در فاصله 63 سال نوری از زمین قرار دارد و جرم آن هفت برابر بیشتر از سیاره مشتری است، در حالی که حرارت آن برابر 30 درجه سلسیوس تخمین زده شده است، نام این کوتوله قهوه ای که دمایی برابر دمای اتاقی که در آن نشسته اید را دارد WD 0806-661B انتخاب شده است.
سلام به قاصدکهای خبر رسان که محکوم به خبرند
و سلام به شقایقهایی که محکوم به عشقند
و سلام به شکوفه هایی که با شکفتن خود خبر از بهار میدهند
عید نوروز مبارک
.
.
.
برآمد باد صبح و بوی نوروز / به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال وهمه سال / مبارک بادت این روز و همه روز
نوروزتان پیروز
.
.
.
گلها همه با اذن تو برخواسته اند / از بهر ظهور تو خود آراسته اند
مردم همه در لحظه تحویل ، بی شک / اول فرج تو را از خدا خواسته اند . . .
نوروز ۹۰ مبارک ، به امید ظهور صاحب الزمان
.
.
.
.
بـیامد شاهد شیرین نوروز / بنازم سفره ای هفت سین نوروز
زچشم ابر نیسا نی دراین فصـل / بریزد اشـک مشک آگین نوروز . . .
.
.
.
یادت باشه : تعطیلات بزودی تموم میشه وبعدش سرکار رفتنه که انتظار تورو میکشه !
بازم ۱سال کار و خستگی!
(ستاد کوفت کردن تعطیلات نوروزی)
.
.
.
نه زمستانی باش که بلرزانی و نه تابستانی باش که بسوزانی
بهاری باش که برویانی … بهار ۹۰ مبارک . . .
.
.
.
بـهاران فیض دیگر دارد امسال / هوایش مشک و عنبردارد امسال
عـــــروس قله ای پا میر و بابا / بدامن لعل و گوهر دارد امسال . . .
.
.
.
خودت گفتی وعده در بهار است / بهار آمد دلم در انتظار است
بهار هر کسی عید است و نوروز / بهار عاشقان دیدار یار است . . .
.
.
.
امروز با غرورت باز هم مرا شکستی / با ناز و قهر و کینه مهرم ز دل گسستی / دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت / باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی
دلم را پیش خود پایبند کردی / ولی گفتی تو یک دنیا دردی / غرورم را شکستی بی تفاوت / برو فکر کن همیشه خیلی مردی
بسوزد دلت که سوزاندی دلم را / به ویرانی کشاندی منزلم را / فکندی زیر پا احساس و عشقم را / نکردی رحم، حتی بر غرورم
شد بازیچه قلب صیورم / شکستی عاقبت بال غرورم / به آسانی گذشتی از کنارم / مثل دفتری کردی مرورم
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته ای، من شکستم هر دو را / گفته بودم، از سکوتت، از غرورت خسته ام، به خاموشی مغرورانه ات شکستی تو مرا
کاش غرورم را که در پستوی سادگیم پنهان بود می یافتی، اما تو این سادگی را بهانه ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم
همه ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد، غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد
بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق شوند، به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق
قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قول ما جدا شدیم آخر کار
گل مغرور قشنگم من فراموشت نکردم
بی تو اینجا رو نمیخوام میرم و برنمیگردم
1- شخصی سر کلاس ریاضی خوابش برد. زنگ را زدند بیدار شد و با عجله دو مسئله
را که روی تخته سیاه نوشته شده بود یادداشت کرد و با این «باور» که استاد
آنرا به عنوان تکلیف منزل داده است به منزل برد و تمام آنروز و آن شب برای
حل کردن آنها فکر کرد. هیچیک را نتوانست حل کند. اما طی هفته دست از کوشش
برنداشت. سرانجام یکی از آنها را حل و به کلاس آورد. استاد به کلی مبهوت شد
زیرا آن دو را به عنوان دو نمونه ازمسایل غیر قابل حل ریاضی داده بود
2- در یک باشگاه بدنسازی پس از اضافه کردن 5 کیلوگرم به رکورد قبلی ورزشکاری از وی خواستند که رکورد جدیدی برای خود ثبت کند. اما او موفق به این کار نشد. پس از او خواستند وزنه ای که 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر است را امتحان کند. این دفعه او براحتی وزنه را بلند کرد. این مسئله برای ورزشکار جوان و دوستانش امری کاملا طبیعی به نظر می رسید اما برای طراحان این آزمایش جالب و هیجان انگیز بود. چرا که آنها اطلاعات غلط به وزنه بردار داده بودند. او در مرحله اول از عهده بلند کردن وزنه ای برنیامده بود که در واقع 5 کیلوگرم از رکوردش کمتر بود و در حرکت دوم ناخودآگاه موفق به بهبود رکوردش به میزان 5 کیلوگرم شده بود. او در حالی و با این «باور» وزنه را بلند کرده بود که خود را قادر به انجام آن می دانست.
هر فردی خود را ارزیابی میکند و این برآورد مشخص خواهد ساخت که او چه خواهد شد. شما نمی توانید بیش از آن چیزی بشوید که باور دارید«هستید». اما بیش از آنچه باور دارید«می توانید» انجام دهید.
ز كوی یار میآید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
حافظ